تبليغاتX
انجمن دانش‌آموختگان مراکز سمپاد خرم‌آباد
سلام!!!

احساس می کنم که هر دینار...

حتی حوصله ی شعر نوشتن رو هم ندارم!

این چند خط رو برای احترام به دوستانی مینویسم که در این مدت نه چندان کوتاه بی خبری٬ در کامنتهاشون از ما خبر گرفتن.

 خیلی چیزها کم رنگ تر از قبل شده و...

 آیا دیگه امیدی به تغییر و بهبود هست؟ آیا باز هم باید معتقد بود که میشه کاری کرد؟!

صبور باشید و روشن دوستان من.

  

                                                           فروتنی

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 23:2 |
مرا
 تو
 بي سببي
   نيستي .
 به راستي
صلت كدام قصيده‏اي
 اي غزل؟
ستاره باران جواب كدام سلامي
 به آفتاب
 از دريچه‏ي تاريك؟
 كلام از نگاه تو شكل ميبندد .
 خوشا نظربازيا كه تو آغاز ميكني !
 
 
 
فروتنی
 
+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 22:55 |

http://i34.tinypic.com/4sk853.jpg/  کبوتری که از بام بلند هنر ایران        پرگشوده است  ، دیگر بر نمی گردد.
  در روزگاری که صدای کلاغان را      با ارغنون عشق می آمیزند ٬             خاموشی  کبوتران عاشق را   با  کدام  کوه شکیبایی  می توان      در میان گذاشت ؟    
  دروازه ی شکسته ی شکیبایی را    بر روی خویش می بندم و سر بر    زانوان غم می گذارم و مصیبت بی      صدایی خود  را می گریم ٬ شاید در      طنین گریه های من ٬ ستاره ی      دیگری طلوع  کند. 
  من از بی صدایی می ترسم و می   دانم  که خاموشی کبوتر خود بی       صدایی من است . مردی که   دیروز ...٬ 
 امروز چنان قطره بارانی  در ژرفنای سرد خاک فرو رفته است.

  دلتنگم ٬ دلتنگ تر از همیشه.

              

                   فروتنی

 

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 16:33 |

سلام

به مناسبت روز پدر :

 

هر سال یک روزش فقط روز پدر بود

اما همان یک روز هم ، او کارگر بود

هی حرف پشت حرف ، نه ، باید عمل کرد

اما مگر دردش فقط درد کمر بود

گلناز، دَرست را بخوان دکتر شوی بعد

بابا بیاید پیش تو ، عمری اگر بود

گلناز، دختربچه ی نازیست اما

بابا دلش می خواست گلنازش پسر بود

بیچاره این گلناز ، خانم دکتری که

نه ماه از هرسال بابایش سفر بود

آنروز با سیمان و نان از کار برگشت

روزی که در تقویم ها روز پدر بود

 

" عادل حیدری "

 

 

                    فروتنی

 

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 19:14 |
 

اگر کار بود تهران نمی آمدند/
حدیث غریب حادثه ای در تهران و داغ دیدگانی در لرستان
خرم آباد - خبرگزاری مهر : پیش از ظهر امروز هنگامی که پیکر 17 جوان کوهدشتی
 
 در این شهرستان تشییع شد لرستان مبهوت بود که چرا باید در حادثه ای که در صدها کیلومتر
 
 دورتر از لرستان اتفاق افتاده است شاهد مرگ 17 جوان کوهدشتی باشد. اما پاسخ به زودی
 
اینگونه ذهن ها را نهیب می زند که اگر شرایط اشتغال این 17 نفر در لرستان مهیا بود برای
 
کار به تهران نمی آمدند و ...
       

به گزارش خبرنگار مهر در شهرستان کوهدشت، پیش از ظهر امروز پیکر 17 جوان

کوهدشتی که بین 17 تا 25 سال داشتند روی دست مردمی تشییع شد که اندوه و بهت در

 چهره شان دیده می شد.

اندوهی به اندازه غم دنیا و بهتی به اندازه باور نکردن مرگ جوانانشان ...

بدیهی است که مرگ 17 جوان زحمتکش کشورمان از هر استان دیگری هم که باشد دلخراش

 و تاسف آور است ، اما ضرورت ساخت و ساز استاندارد و همچنین نظارت های قانونی

 مراجع ذیربط مثل سازمان نظام مهندسی و مهندسین ناظر موضوعی است که سالهاست

 قربانی گرفته ولی گویا مورد توجه مسوولان مربوطه قرار نگرفته است.

قربانیان حادثه دهم تیرماه سعادت آباد لرستان پیش از ظهر امروز در میان سیل مردم شهرستان

 کوهدشت و با حضور مسئولان این شهرستان از محل بهشت زهرا کوهدشت تشییع شد تا در

 روستای دورافتاده ای به نام روستای چنار علیا زادگاه این جان باختگان آرام بگیرد.

اسامی این جانباختگان در فهرستی که در اختیار خبرنگار مهر قرار گرفت به این صورت

 آمده است:

1- عزیزعلی امیری نژاد فرزند معصوم علی

2 - علی حسین یوسفیان فرزند علی حسین

3- سعید یوسفیان فرزند علی حسین

4- حسین نورعلی فرزند پیر مراد

5- مراد یاری فرزند صیف عالی

6- بهرام پیر زهد نورعلی فرزند بابا پیره

7- مهران پیر زاده نورعلی فرزند بهرام

8- میثم قاسمی فرزند قدرت

9- علی عبدلی

10- هوشمند منصوری فرزند مرتضی

11- حسین هاشم آبادی فرزند بک مراد

12- یحیی سعادتی آزاد بخت

13- فریبرز سعادتی آزاد بخت

14- افشار سعادتی آزاد بخت

15- عابدین سعادتی آزاد بخت

16- احسان آزاد بخت

17- موسی آزاد بخت

این در حالی است که امروز در شهرستان کوهدشت لرستان عزای عمومی اعلام شده است و

پیش از این نیز امام جمعه، فرماندار و نماینده مردم کوهدشت در مجلس در بیانیه ای ضمن

 ابراز تاسف از حادثه رخ داده قول پیگیری را داده بودند.

عبدالسعید حقیقی فرماندار شهرستان کوهدشت لرستان در گفتگو با مهر اظهار داشت: نرخ

بالای بیکاری در استان به خصوص شهرستان کوهدشت موجب مهاجرت جوانان از این

 شهرستان برای پیدا کردن کار شده است.

وی ضمن ابراز همدردی با مردم این شهرستان، خواستار برخورد قاطع با مقصرین این حادثه

 تلخ شد.

در حال حاضر فضای شهرستان کوهدشت را غم و اندوه فراگرفته است به طوری که بسیاری

 از خانواده در غم از دست دادن عزیزانشان عزادار هستند.

تاریخ انتشار : تهران - ۱۵:۰۴                        ۱۳/۰۴/۱۳۸۷

                                                   فروتنی 

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 19:26 |

با سلام

چندی پیش دکتر امیر خشایار ورکوهی ( دانش آموخته ی مرکز شهیدبهشتی خرم آباد ) یک  email با این مضمون برای من فرستادند:

 

ایشون در ماه گذشته به مدت یک هفته ٬ به همراه پروفسور کالجشون و به دعوت از دانشگاه علوم پزشکی تبریز ٬ یک سفر به ایران داشتند.

 

هدف سفرشون حضور در سیزدهمین کنگره ی بین المللی دانشگاه علوم پزشکی تبریز ( ۳۰ آپریل ـ ۲ می۲۰۰۸ ) و برگزاری اولین ورک شاپ بین المللی

 " Gene therapy & Gene delivery for treatment of cancer  "  بود.

 

ایشون معتقدند ژن تراپی یک بحث جدید و خاص هست و در ایران شناخته شده نیست.

 

اما در این میان ،  آقای ورکوهی تونستن ۲ نفر  PhD از دانشگاه مشهد و ۲ نفر فارماکولوژیست از دانشگاه تهران رو در دانشگاه خودشون  ( University of Utrecht in Holland ) جذب بکنن.

 

و ایشون به این فکر میکنن که چرا نباید این امتیازات به دانشگاههای لرستان ( لرستان در این email ٬my home٬  نامیده شد!) تعلق بگیره و اشکال کار رو در اداره ی نا درست این دانشگاهها میدونن.

 

جناب ورکوهی از من خواستن که این اخبار رو بهتون اطلاع بدم تا همونطور که ایشون در فکر حل این مشکل و کمک به فعالیتهای انجمن هستن ٬ ما هم به این مشکل فکر بکنیم.

 

اطلاعاتی برای ارتباط با دکتر ورکوهی:

 

 

Dr Amir Khashayar Varkouhi, MD
Research Assistant,PhD
Department of Pharmaceutics,UIPS,Z-605
University of Utrecht
Sorbonnelaan 16, 3584 CA Utrecht
The Netherlands
Tel:  +31(0)302537798
Mobile: +31(0)634452682
 

با تشکر از توجه شما

فروتنی.

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 0:36 |

سلام

احتمالا" تصاویر زیر ٬ برای همه ی شما ٬ یادآور حادثه ای تلخ است.

کلاس مدرسه ای در یک روستا ٬ به دلیل نداشتن یک بخاری استاندارد در آتش سوخت.

معلم این کلاس ٬ به علت تلاش برای نجات جان شاگردانش ٬ دچار درجه ی بالای سوختگی شد و درگذشت.

اما انگار فریاد این معصومان به جایی نمی رسد. شاید تقصیر آنها ٬ تنها ٬ ایرانی بودنشان است!

وگرنه هزینه ی عمل جراحی این کودکان ٬ بسیار کمتر از ۳ میلیارد تومانی است که چندی پیش شهرداری

تهران به بیروت داد و البته ایشان از ناچیز بودن این کمک خجالت می کشند!

کمتر از هزینه ی جشنها ٬ عزاداریها ٬ سالگردها و کمتر از مخارج سفرهای...

مطمئنا" امثال این حوادث در کشور ما کم نبوده است. این کودکان بازمانده ی اهمال یک مسئول بی مسئولیتند!

و حالا ما چه باید بکنیم؟!

     " با تشکر از " بهزاد نایبی

 

                      

 

                                                  

    http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=13&f=316&fid=Inbox        http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=3&f=316&fid=Inbox         http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=12&f=316&fid=Inbox

 

           http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=6&f=316&fid=Inbox                     http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=7&f=316&fid=Inbox                      http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=5&f=316&fid=Inbox 

 

   http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=2&f=316&fid=Inbox        http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=8&f=316&fid=Inbox         http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=11&f=316&fid=Inbox

 

         http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=10&f=316&fid=Inbox               http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=9&f=316&fid=Inbox                http://thumbp1.mail.mud.yahoo.com/tn?sid=1289599038&mid=AJXGjkQAAV2nSGD5eACWDWqG%2B1Y&partid=4&f=316&fid=Inbox

 

   

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 0:0 |
سلام

قرار بود نوشته ی خانم سلاطی رو داشته باشیم که فعلا" به دست بنده نرسوندن.

فعلا" به خوندن یک شعر از " احمد شاملو " دعوتتون می کنم.

تا بعد...

فروتنی

 

  ارابه هائی از آن سویِِِ ِ جهان آمده است.

  بی غوغایِِ ِ آهن ها

  که گوشهایِِ ِ زمانِ ِ ما را انباشته است.

 

  ارابه هائی از آن سویِِ ِ زمان آمده است.

 

 

  گرسنه گان از جای برنخاستند

  چرا که از بار ِ ارابه ها عطر ِنانِِ ِ گرم برنمی خاست

 

  برهنه گان از جای برنخاستند

  چرا که از بار ِ ارابه ها خش خش ِ جامه هائی برنمی خاست

 

  زندانیان از جای برنخاستند

  چرا که محموله ی ِ ارابه ها نه دار بود نه آزادی

 

  مرده گان از جای برنخاستند

  چرا که امید نمی رفت فرشته گانی رانندگانِِِ ِ ارابه ها باشند.

 

  ارابه هائی از آن سویِِ ِ جهان آمده است.

  بی غوغایِِ ِ آهن ها

  که گوش هایِِ ِ زمانِ ِ ما را انباشته.

 

  ارابه هائی از آن سوی ِ زمان آمده است

  بی آنکه امیدی با خود آورده باشند.

                                              " ا.بامداد"

 

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 17:51 |

برخی عکس ها هستند که از خود رویداد نیز ماندگارتر هستند و آنچنان تأثیری بر انسان می گذارند که تا ساعتها شاید نتوانیم آنرا از حافظه خود پاک کنیم. در زیر بخشی از این عکسها را باهم مرور می کنیم که گذر عمر هیچگاه آنرا برایمان تکراری نخواهد کرد:

عکس بالا که عکاس آن نامشخص است بهترین نمونه برای نشان دادن نمونه رفتار نازیها با اسیران جنگی در جنگ جهانی دوم است. در عکس، یک مرد یهودی در حالی که منتظر زنده به گور ماندن خود است گلوله ای از پشت در مغزش خالی می شود!





عکس فوق که برنده جایزه پولیتزر سال 2007 شده است توسط اودد بالیلیتی گرفته شده است. در این عکس یک زن یهودی بهترین نشانه مقاومت مقابل پلیس اسرائیل را به نمایش می گذارد!







تاریخ: 11 ژوئن 1963، در ویتنام یک راهب که بر علیه حکومت کاتولیک عصیان کرده است با سوزاندن جسم خود اعتراضش را در شلوغترین ساعت روز در وسط خیابان نشان می دهد. می سوزد چون بیش از این از دستش بر نمی آید.





عکس فوق از تأثر برانگیزترین عکسهای دنیاست: روزگاری که در آمریکا تبعیض نژادی و طبقاتی وجود داشت و سیاهان و سرخها از یک شیر آب و سفیدپوستها از شیر آب دیگری استفاده می کردند






عکس بالا: پایان جنگ جهانی دوم؛ یک سرباز ارتش سرخ در حال برافراشتن پرچم شوروی بر فراز بام رایشتاگ در آلمان، تاریخ: می 1945، پایان افسانه آلمان، پایان وحشت، مرگ، نابودی





عکس فوق هم مربوط به ناآرامی های کوزوو است، یک کودک کوزوویایی در حالی که تسلیم به نزدیکانش در آلبانی می شود، به چهره کودک نگاه کنید.


عکس بالا نمایی از یک بازداشتی عراقی را نشان می دهد. در حالی که کیسه ای سیاه به سر پدر کشیده شده است، شاید تنها تسلی پدر نیز حضور فرزندش در آغوش باشد. عکاس: جان مارک بوجو، برنده بهترین عکس خبری سال 2003





عکس فوق هم به عنوان سمبلی از کشتار اسرائیل شناخته شده است و برای ما عکس نام آشنایی ست. جمال الدوری در حالی که زیر رگبار گلوله های اسرائیلی ها باقی مانده است سعی دارد فرزندش را از گلوله خوردن محافظت کند. در حالی که التماس می کند شلیک نکنند. محمد الدوری لحظاتی بعد در آغوش پدر بر اثر گلوله اسرائیلی ها شهید می شود!




عکس بالا: میدان "تیان آن من" پکن، یک مرد چینی که به نظام کمونیست حاکم اعتراض می کند یک تنه و با شجاعت در برابر تانکهای چینی می ایستد و آنها را مجبور به توقف می کند، حتی اگر برای لحظه ای کوتاه باشد!




عکس بالا نیز از عکسهای فراموش نشدنی تاریخ خواهد بود. زمان: 11 سپتامبر 2001، مکان برج تجارت جهانی در نیویورک، و مردی که از فرط ناچاری خود را از بالای بلندا به پائین پرت می کند...


و:

و عکسی که در بالا مشاهده می کنید ... عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد. سال سال 1994 است، یک کودک سودانی در حال جان دادن بر اثر گرسنگی است و لاشخوری که در پشت انتظار مرگ یک کودک را می کشد...

عكاس عكس آخر چند سال پيش بر اثر افسردگي خودكشي كرد ...    

فروتنی

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 20:22 |

                                            سهم ناچیز ایرانیان در جشنواره کن 2008

 

           شصت و یکمین جشنواره فیلم کن از 14 تا 25 مه (25 اردیبهشت تا 5 خرداد) برگزار می شود

 

در حالی که گمان می رفت امسال پس از سال ها فیلمی از ایران به بخش اصلی جشنواره کن راه یابد، باز هم به روال سال های اخیر سینمای ایران در بخش اصلی نماینده ای ندارد. اما فیلم "ترانه تنهایی تهران" به کارگردانی سامان سالور، یکی از فیلم هایی که از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شده بود، به بخش دو هفته با کارگردانان راه یافته است.

پیش از این نیز این اتفاق برای فیلم "خواب نلخ" به کارگردانی محسن

امیر یوسفی رخ داده بود. آن فیلم نیز به جشنواره فیلم فجر راه نیافت، 

اما پس از آن که موفق به دریافت جایزه در کن شد، سال بعد به بخش

جشنواره جشنواره های فجر راه پیدا کرد. البته فیلم خواب تلخ هنوز

مجوز نمایش دریافت نکرده است.

کنار گذاشتن فیلم های فیلمسازان جوان و مستقل از جشنواره فیلم فجر

در اواخر سال گذشته با انتقاد کاگردانان و بازیگران سینمای ایران رو

به رو شده و 60 نفر از سینماگران با انتشار نامه ای به این موضوع

اعتراض کردند.

"ترانه تنهایی تهران" ماجرای دو نفر است که شغلشان نصب ماهواره

در تهران است. ما در طول فیلم با جزئیات زندگیشان بیشتر آشنا می

شویم و رفته رفته به تنهایی آنها پی می بریم. یکی از این نصاب ها،

بهروز، قبلا به عنوان رزمنده ای بسیجی در جنگ حضور داشته و به

عنوان بی سیمچی خدمت کرده است و نصاب دیگر پسر خاله اوست

که علی رغم تحصیلات در زمینه مخابرات بیکار است.

حضور در کن اولین حضور بین المللی این فیلم است، اما کارگردان آن

می گوید که دوست داشت فیلمش اول در تهران اکران می شد، آرزویی

که امکان تحققش زیاد نیست.

ماهواره در سال های اخیر به یکی از موضوعات جذاب برای

فیلمسازی در ایران تبدیل شده است و به همان نسبت با واکنش مقام

های رسمی ایران نیز روبه رو است. "دایره زنگی" پرفروش ترین

فیلم این روزهای ایران نیز به موضوع ماهواره می پردازد که با

سانسور بخش هایی از فیلم امکان نمایش پیدا کرد.

پیش از این فیلم مستندی از محمد رسول اف با عنوان "باد دبور" نیز 

به موضوع ماهواره می پرداخت که در جشن سال گذشته خانه سینما

علیرغم برخورداری از آرای داوران از سوی برگزار کنندگان جشن

حذف شد.

"ترانه تنهایی تهران" تنها نماینده ایران در جشنواره کن نیست و یک

فیلم مشترک ایرانی - بوسنیایی نیزبه بخش هفته منتقدان این جشنواره

راه یافته است. گرچه هیچ یک از عوامل این فیلم ایرانی نیستند. 

فیلم "برف" با حمایت و مشارکت مرکزسینمای تجربی و مستند ایران

با شرکت بوسنیایی مارما فیلم و تهیه کنندگانی از کشورهای فرانسه، 

آلمان و آلبانی، توسط آیدا بگیچ کارگردانی شده است و در بخش

دوربین طلایی جشنواره کن نیز مورد داوری قرار خواهد گرفت.

 

با تشکر از انتخاب " نوید اناری "

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:9 |
گرانترين و ارزانترين شهرهاي ايران كدامند؟

کد خبر : 7823                         تاریخ انتشار : 11:50- 23 اسفند 1386 

 

تندترين روند گراني در مناطق كشور به ترتيب عبارتند از: ايلام، لرستان، همدان، قم، خراسان جنوبي، خراسان شمالي، كرمانشاه، چهارمحال‌وبختياري و هرمزگان. قابل توجه آن‌كه در بين 9 استان يادشده، هفت استان محروم كشور قرار دارند كه نشان‌دهنده وارد شدن فشار بيشتر تورم بر اقشار محروم جامعه است.
بنا بر گزارش شاخص قيمت‌ها در بهمن‌ ماه گذشته كه به تازگي از سوي بانك مركزي منتشر شده، تهران جزو مناطقي است كه گراني در آن رشد كمتري دارد و بيشتر مردم مناطق محروم، جزو مناطقي هستند كه رشد قيمت‌ها در آنجا سريعتر از تهران بوده است.

بنا بر اين گزارش، هم‌اكنون شاخص كل قيمت‌ها در تهران، عدد 155 بوده و اين شاخص تنها در سه استان سيستان‌وبلوچستان، بوشهر و سمنان، پايين‌تر از عدد 155 است.

شاخص قيمت‌ها در استان سيستان‌وبلوچستان عدد 149، در استان بوشهر عدد 150 و در استان سمنان عدد 153 است كه به دليل پايين‌تر بودن نرخ رشد اجاره مسكن در اين دو استان، شاخص كل بهاي كالا و خدمات نسبت به بقيه استان‌ها پايين‌تر است.

اما تندترين روند گراني در مناطق كشور به ترتيب عبارتند از: ايلام با شاخص قيمت 170، لرستان 168، همدان 167، قم 166، خراسان جنوبي 166، خراسان شمالي 165، كرمانشاه 164، چهارمحال‌وبختياري 163 و هرمزگان 162. قابل توجه آن‌كه در بين 9 استان يادشده، هفت استان محروم كشور قرار دارند كه نشان‌دهنده وارد شدن فشار بيشتر تورم بر اقشار محروم جامعه است.

بنا بر گزارش بانك مركزي، شاخص قيمت در استان‌هاي تهران، گيلان، مازندران، كرمان، گلستان، كهكيلويه‌وبويراحمد، فارس، مركزي، كردستان، عدد 155 تا عدد 157 بوده و اين استان‌ها جزو استان‌هايي با رشد قيمت كندتر در كشور به شمار مي‌روند.

9 استان باقيمانده كشور داراي شاخص قيمت بالاتر از 158 و پايينتر از 162 بوده و استان‌هاي متوسط كشور به شمار مي‌آيند.

نكته جالب توجه آن‌كه برخلاف تبليغات انجام‌شده درباره وجود بحران مسكن كاذب در تهران، آمار بانك مركزي نشان مي‌دهد كه رشد قيمت اجاره‌بهاي مسكن در بيشتر استان‌هاي كشور، بيشتر از تهران بوده است و در حالي كه شاخص اجاره مسكن در تهران 165 است، اين شاخص در ايلام 214، خراسان جنوبي 209، لرستان 208، همدان 198 و چهارمحال‌وبختياري 191 است و در پانزده استان ديگر نيز عدد شاخص بهاي مسكن، بيش از تهران بوده و در مجموع رشد قيمت مسكن در سه سال گذشته، در بيست استان كشور از تهران بيشتر بوده است.
+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 18:5 |
ابتکاري براي حمايت مردمي از «سنتوري»

کد خبر: 6711                             تاریخ انتشار: 14:59- 29 بهمن 1386

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/11/28/5458_607.jpg
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند.

يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسئولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند.

اين ايده ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد.

مهرجويي در اين باره به «اعتماد ملي» گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.»

فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مسئله‌ پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!»

او همچنين درباره اين ايده اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.»

فرازمند در ادامه حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).

همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند.

تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.
 
برگرفته از سایت تابناک
فروتنی
+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 23:59 |

سلام دوستان

شاید باید این مطلب رو در وبلاگ هنری میگذاشتم اما در صفحه ی اصلی گذاشتم تا اگه مایل بودید در مورد مضمون این شعر کامنت بگذارید و برداشت و نظرتون رو در موردش بگین.لطفا" در بحث کامنتی ما شرکت بکنید!

بعد از مدت کوتاهی ، تفسیر این شعر رو از زبان شاعر اون "خانم سمانه سلاطی" خواهید خوند.

با تشکر

فروتنی

و اما متن شعر:

 

 

کوه دماوند سبزرنگ

به ارتفاع 10000 ریالی سقوط کرده است

پشت کوه دماوند

بوی عرق جبین می آید

پشت کوه دماوند

بوی تردید می آید

پشت کوه دماوند

صدای پای عابران می آید

عابر

عابد

عاشق

عا ا ا ا ...

تکاپوی عجیب خستگی ناپذیرعابران برای کوه پیمایی به ارتفاع 10000 ریال

سایه های عابران پشت کوه

روی سنگفرش ها می جنگد

راستی اسم جنگ آمد

جنگ سبز سرد در قله ی دماوند سالهاست که راه افتاده است

جنگ ِ ...

جنگ ِ ...

+ نوشته شده توسط اعضای انجمن در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 23:7 |
JavaScript Codes